برنامه ها؛1.هیات در تمامی مناسبات مذهبی2.اردوهای زیارتی سیاحتی3.دوره های آموزشی و تربیتی4.ختم صلوات(شبهای چهارشنبه و جمعه)5.تفسیر و حفظ قرآن کریم و...*مجلس بعدی:جشن ولادت حضرت رقیه علیهاالسلام-زمان:جمعه شب 30خرداد ساعت 21-مکان:مهرآبادجنوبی-کوی فردوس-خیابان شهید بیگلو-کوچه شهید محمد رسولی-پلاک26(زینبیه)

نوشته شده توسط : منتظر
گزیده‌ای از فتاوای امام خامنه‌ای درباره عزاداری

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/19489/B/13910207_0319489.jpg


۱- صدمه وارد كردن به بدن در حد كوبیدن سر به دیوار، چنگ زدن به صورت، به صورت زدن، سینه زنی تا حدی كه سینه‌ها ولو جزئی آسیب ببیند و یا این كه از بدن خون جاری شود چه حكمی دارد؟

ج: عزاداری به شیوه مرسوم و سنتی از اعظم قربات الی الله تعالی و موجب اجر و ثواب است لكن باید از هرگونه كاری كه موجب وهن مذهب باشد پرهیز شود همچنین هر عملی كه ضرر قابل توجهی برای انسان داشته باشد، حرام است.

۲- راه‌اندازی دسته‌‌های عزاداری در ساعات پایانی شب در خیابان‌ها و محله‌ها چه حكمی دارد؟

ج: به راه انداختن دسته‌های عزاداری برای سیدالشهدا و اصحاب ایشان علیهم‌السلام و شركت در امثال این مراسم امر بسیار پسندیده و مطلوبی است و از بزرگترین اعمالی است كه انسان را به خداوند نزدیك می‌كند، ولی باید از هر عملی كه باعث اذیت دیگران می‌شود و یا فی نفسه از نظر شرعی حرام است، پرهیز گردد.

۳- حكم پخش صدای مراسم سینه‌زنی و نوحه‌خوانی و یا نوار آن از طریق بلندگوهای مساجد و حسینیه‌ها در شهرها و محله‌ها چیست؟

ج: واجب است برگزاركنندگان مراسم و عزاداران تا حد امكان از اذیت و ایجاد مزاحمت برای همسایگان بپرهیزند هر چند با كم كردن صدای بلندگو و تغییر جهت ان به طرف داخل باشد.

۴- آیا جایز است كه سخنرانها و مداحان از عزاداران و مردم حاضر در مراسم عزاداری مطالبه كنند كه مردم بلند و با صدا گریه كنند و یا هنگام دعا دستشان را بالا بیاورند. آیا بلندی و كوتاهی صدا تفاوتی در كیفیت ثواب عزاداری ایجاد می‌كند؟

ج: فی نفسه منعی ندارد.

۵- استفاده از ادوات موسیقی(محلی یا غیر آن) نظیر طبل، سنج، دمام و ...برای عزاداری اباعبدالله(ع) در هیات‌هاچه حكمی دارد؟

ج: استفاده از آلات موسیقی،مناسب با عزاداری سالار شهیدان علیه‌السلام نیست و شایسته است، مراسم عزاداری، به همان صورت متعارفی كه از قدیم متداول بوده، برگزار شود.البته، استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف، اشكال ندارد.

۶- استفاده از مال مجهول المالك و یا مخلوط قطعی به حرام در هیات عزاداری جایز است؟

ج: جایز نیست.

۷- آیا می‌توان از باقی‌مانده پولی كه از محرم سال گذشته برای هزینه ایام عزاداری بصورت عمومی از مردم گرفته شده است، در محرم امسال هزینه كرد؟

ج: مانعی ندارد

۸- حمل علم و كتل و پرچم‌های بزرگ چه وجهی دارند؟ بعضی علم‌ها به قدری بزرگ است كه باید چندین نفر زیر آن قرار بگیرند. ضمن این كه در برخی نواحی اعتقاداتی درباره این وسایل وجود دارد كه موجب  وهن اسلام و علی‌الخصوص شیعه می‌شود. آیا انجام این كارها جایز است؟

ج: استفاده از علم در عزاداری سید‌الشهدا علیه‌السلام فی نفسه اشكال ندارد ولی نباید جزء دین شمرده شود لكن حمل پرچم و كتل اشكال ندارد.

۹- عزاداری اعم از سینه‌زنی، جلسات روضه‌خوانی و راه‌اندازی دستجات برای عزاداری غیر از سیدالشهداء چه حكمی دارد؟

ج: فی نفسه منعی ندارد.

۱۰- حكم تصویربرداری و نورپردازی در هیات‌های مذهبی به نحوی كه یادآور كنسرت‌های موسیقی غربی باشد چیست؟

ج: باید از انجام هر كاری كه با شأن و جایگاه مجالس عزاداری اهل بیت علیهم‌السلام منافات دارد پرهیز شود.

۱۱- حكم برگزاری مراسم عقد و عروسی در ایام محرم و صفر و دیگر ایام عزاداری ائمه معصومین چه حكمی دارد؟

ج: مجرد انجام عقد در ایام عزاداری فی نفسه منعی ندارد ولی برگزاری مجالس جشن و انجام كارهایی كه موجب هتك و بی‌حرمتی گردد، در خصوص ایام عزا جایز نبوده و حرام است.


:: موضوعات مرتبط:
مقالات، عکس
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, فتوا, امام خامنه ای, محرم, عکس
انتشار: یکشنبه 19 آبان1392 |            
نوشته شده توسط : منتظر

اینفوگرافیک /  حماسه عاشورا در کلام امام خامنه ای

http://www.azarkhabar.ir/wp-content/uploads/2013/11/moharram1.jpg

برای دیدن اندازه واقعی,روی تصویر کلیک کنید


عاشورا ؛ روح انقلاب اسلامی ایران :

در مورد مساله محرم و عاشورا‚ باید بگویم که روح نهضت ما و جهتگیری کلی و پشتوانه پیروزی آن‚ همین توجه به حضرت ابی عبدالله(علیه السلام) و مسایل مربوط به عاشورا بود. ۱۱/۵/۶۸

الهام امام خمینی از نهضت عاشورا :

در دو فصل‚ امام(ره) مساله نهضت را به مساله عاشورا گره زدند: یکی در فصل اول نهضت -یعنی روزهای محرم سال ۴۲- که تریبون بیان مسایل نهضت‚ حسینیه ها و مجالس روضه خوانی و هیئات سینه زنی و روضه روضه خوانها و ذکر مصیبت گویندگان مذهبی شد و دیگری‚ فصل آخر نهضت -یعنی محرم سال ۵۷- بود که امام(ره) اعلام فرمودند:  ماه محرم گرامی و بزرگ داشته بشود و مردم مجالس برپا کنند . ایشان‚ عنوان این ماه را ماه پیروزی خون بر شمشیر قرار دادند و مجددا همان طوفان عظیم عمومی و مردمی به وجود آمد‚ یعنی ماجرای نهضت که روح و جهت حسینی داشت‚ با ماجرای ذکر مصیبت حسینی و یاد امام حسین(ع) گره خورد. ۱۱/۵/۶۸

ما بیشتر از گذشتگان، قدر نهضت حسینی را می دانیم:

آنچه که نهضت ما را جهت می داد و امروز هم باید بدهد‚ دقیقا همان چیزی است که حسین بن علی(علیه السلام) در راه آن قیام کرد. ما امروز‚ برای شهدای خود که در جبهه های گوناگون و در راه این نظام و حفظ آن‚ به شهادت می رسند‚ با معرفت عزاداری می کنیم. آن شهید و جوانی که یا در جنگ تحمیلی و یا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و کفار به شهادت رسیده‚ هیچ شبهه یی برای مردم ما وجود ندارد که این شهید‚ شهید راه همین نظام است و برای نگهداشتن و محکم کردن ستونهای همین نظام و انقلاب‚ به شهادت رسیده است.

اگر عاشورا نبود..:

اگر در جامعه ما‚ عشق به امام حسین(ع) و یاد او و ذکر مصایب و حوادث عاشورا معمول و رایج نبود‚ معلوم نبود که نهضت با این فاصله زمانی و با این کیفیتی که پیروز شد‚ به پیروزی می رسید.

درس از محرم فقط به معنی کشته شدن نیست.
عاشورا، حرکتی در دو جبهه:

… ماجرای عاشورا عبارت از یک حرکت عظیم مجاهدت آمیزی در دو جبهه است. هم در جبهه مبارزه با دشمن خارجی و بیرونی ـ که همان دستگاه خلافت فاسد و آن دنیاطلبانی بود که به این دستگاه قدرت چسبیده بودند و قدرتی را که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای نجات انسان ها آورده بود استخدام و استثمار کرده بودند و عکس مسیری که اسلام و نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم خواسته بودند و اراده کرده بودند حرکت می کردند ـ و هم در جبهه درونی که آن روز که جامعه به طور عموم به سمت همان فساد درونی حرکت کرده بود…

اثر محبّت به امام حسین علیه السلام :

… اگر محبّت در تشیع نبود این دشمنی های عجیبی که با شیعه شده باید او را از بین می برد. همین محبّت شما مردم به حسین بن علی علیه السلام ضامن حیات و بقای اسلام است این که امام [خمینی رحمه الله ] می فرمود: «عاشورا اسلام را نگه داشت» معنایش همین است…

عاشورا، محرک مسلمانان:

ماجرای حسین بن علی علیه السلام حقیقتا موتور حرکت قرون اسلامی در جهت تفکرات صحیح اسلامی بوده است. هر آزادی خواه و هر مجاهدِ فی سبیل اللّه و هرکس که می خواسته است در میدان خطر وارد شود از آن ماجرا مایه گرفته و آن را پشتوانه روحی و معنوی خود قرار داده است. در انقلاب ما این معنی به صورت بینّی واضح بود…

بی نظیر بودن واقعه عاشور:

از اوّل تا آخر حادثه عاشورا به یک معنی نصف روز بوده، به یک معنی دو شبانه روز بوده [است]… شما ببینید این نصف روز حادثه چه قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است… در تاریخ تشیع، بلکه در تاریخ انقلاب های ضدظلم در اسلام ـ ولو از طرف غیر شیعیان ـ حادثه کربلا به صورت درخشان و نمایان اثربخش بوده… من هیچ حادثه ای را در تاریخ نمی شناسم که با فداکاری آن نصف روز قابل مقایسه باشد.

فلسفه قیام امام حسین علیه السلام :

در زیارتی از زیارت های امام حسین علیه السلام که در روز اربعین خوانده می شود جمله ای بسیار پر معنی وجود دارد و آن این است: «و بَذَلَ مُهجَتَهُ فیک لِیَسْتَفیدَ عِبادَکَ مِنْ الجَهالَة». فلسفه فداکاری حسین بن علی علیه السلام در این جمله گنجانده شده است. زائر [امام حسین علیه السلام ] به خدای متعال عرض می کند که این بنده تو، این حسین تو، خون خود را نثار کرد تا مردم را از جهالت نجات بدهد و [از] «حیْرةُ الضَّلالَةِ»؛ [هم چنین تلاش کرد] مردم را از سرگردانی و حیرتی که در گم راهی است نجات بدهد…

نتیجه تفکر در مسئله عاشورا:

هرچه درباره مسئله عاشورا و قیام حسینی بیشتر فکر کنیم باز هم این قضیه در ابعاد مختلف دارای کشش و گنجایش اندیشیدن و بیان کردن است. هرچه بیشتر درباره این قیام عظیم فکر کنیم، ممکن است حقایق تازه ای بیابیم…

معنویت امام حسین علیه السلام:

شخصیت درخشان و بزرگوار امام حسین علیه‌السّلام دو وجهه دارد: یک وجهه، همان وجهه‌ى جهاد و شهادت و توفانى است که در تاریخ به راه انداخته و همچنان هم این توفان با همه‌ى برکاتى که دارد، برپا خواهد بود؛ که شما با آن آشنا هستید. یک بعد دیگر، بعد معنوى و عرفانى است که بخصوص در دعاى عرفه به شکل عجیبى نمایان است. ما مثل دعاى عرفه کمتر دعایى را داریم که سوز و گداز و نظم عجیب و توسّل به ذیل عنایت حضرت حق متعال بر فانى دیدن خود در مقابل ذات مقدّس ربوبى در آن باشد؛ دعاى خیلى عجیبى است.
دعاى دیگرى مربوط به روز عرفه در صحیفه‌ى سجادیه هست، که از فرزند این بزرگوار است. من یک وقت این دو دعا را با هم مقایسه مى‌کردم؛ اوّل دعاى امام حسین را مى‌خواندم، بعد دعاى صحیفه‌ى سجّادیه را. مکرّر به نظر من این طور رسیده است که دعاى حضرت سجّاد، مثل شرح دعاى عرفه است. آن، متن است؛ این، شرح است. آن، اصل است؛ این، فرع است. دعاى عرفه، دعاى عجیبى است. شما عین همین روحیه را در خطابى که حضرت در مجمع بزرگان زمان خود – بزرگان اسلام و بازماندگان تابعین و امثال اینها – در منى ایراد کردند، مشاهده مى‌کنید. ظاهراً هم متعلّق به همان سال آخر یا سال دیگرى است – من الان درست در ذهنم نیست – که آن هم در تاریخ و در کتب حدیث ثبت است.

به قضیه‌ى عاشورا و کربلا برمى‌گردیم. مى‌بینیم این‌جا هم با این‌که میدان حماسه و جنگ است، اما از لحظه‌ى اوّل تا لحظه‌ى آخرى که نقل شده است که حضرت صورت مبارکش را روى خاکهاى گرم کربلا گذاشت و عرض کرد: «الهى رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک»، با ذکر و تضرع و یاد و توسّل همراه است. از وقت خروج از مکه که فرمود: «من کان فینا باذلاً مهجته موطناً على لقاءاللَّه نفسه فلیرحل معنا»، با دعا و توسل و وعده‌ى لقاى الهى و همان روحیه‌ى دعاى عرفه شروع مى‌شود، تا گودال قتلگاه و «رضاً بقضائکِ» لحظه‌ى آخر. یعنى خود ماجراى عاشورا هم یک ماجراى عرفانى است. جنگ است، کشتن و کشته شدن است، حماسه است – و حماسه‌هاى عاشورا، فصل فوق‌العاده درخشانى است – اما وقتى شما به بافت اصلى این حادثه‌ى حماسى نگاه مى‌کنید، مى‌بینید که عرفان هست، معنویّت هست، تضرّع و روح دعاى عرفه هست. پس، آن وجه دیگر شخصیت امام حسین علیه‌السّلام هم باید به عظمت این وجه جهاد و شهادت و با همان اوج و عروج، مورد توجه قرار گیرد. …
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیرى از پاسداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به مناسبت روز پاسدار ۱۳/۰۹/۱۳۷۶

سه صفت برجسته از ابعاد وجودی اباعبداللَّه علیه‌السّلام:

برجستگى وجود اباعبداللَّه علیه‌السّلام داراى ابعاد است که هر کدام از این ابعاد هم بحث و توضیح و تبیین فراوانى به دنبال دارد؛ ولى اگر دو، سه صفت برجسته را در میان همه‌ى این برجستگیها اسم بیاوریم، یکى از آنها «اخلاص» است؛ یعنى رعایت کردن وظیفه‌ى خدایى و دخالت ندادن منافع شخصى و گروهى و انگیزه‌هاى مادّى در کار. صفت برجسته‌ى دیگر «اعتماد به خدا»ست. ظواهر حکم مى‌کرد که این شعله در صحراى کربلا خاموش خواهد شد. چطور این را «فرزدقِ» شاعر مى‌دید؛ اما امام حسین علیه‌السّلام نمى‌دید؟! نصیحت کنندگانى که از کوفه مى‌آمدند، مى‌دیدند؛ اما حسین‌بن‌على علیه‌السّلام که عین اللَّه بود، نمى‌دید و نمى‌فهمید؟! ظواهر همین بود؛ ولى اعتماد به خدا حکم مى‌کرد که على‌رغم این ظواهر، یقین کند که حرف حق و سخن درست او غالب خواهد شد. اصل قضیه هم این است که نیّت و هدف انسان تحقّق پیدا کند. اگر هدف تحقّق پیدا کرد، براى انسانِ با اخلاص، شخصِ خود او که مهم نیست.
یکى از بزرگان اهل سلوک و معرفت را دیدم در نامه‌اى نوشته است که اگر فرض کنیم – به فرض محال – همه‌ى کارهایى که نبىّ‌مکرّم اسلام صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم انجام داد و هدفِ او بود که آنها را انجام دهد، انجام مى‌گرفت، منتها به نام یک کس دیگر، آیا در آن صورت پیامبر اسلام ناراضى بود؟ آیا مى‌گفت که چون به نام دیگرى است، نخواهم کرد؟ آیا این‌گونه بود؟ یا نه؛ هدف این است که آن کارها انجام گیرد؛ به نام چه کسى انجام گیرد، مهم نیست. پس، هدف مهمّ است. «شخص» و «من» و «خود» براى انسانِ با اخلاص اهمیتى ندارد. اخلاص را دارد، اعتماد به خدا را هم دارد. مى‌داند که خداى متعال حتماً این هدف را غالب خواهد کرد؛ چون فرموده است: «و انّ جندنا لهم الغالبون» خیلى از این جنودى که غالبند، در میدان جهاد به خاک شهادت مى‌افتند و از بین مى‌روند؛ لیکن فرموده است: «و انّ جندنا لهم الغالبون»؛ درعین‌حال غلبه با آنهاست.
خصوصیت سوم، شناختن «موقع» است. امام حسین علیه‌السّلام در فهم «موقع» اشتباه نکرد. در قبل از حادثه‌ى کربلا، ده‌سال امامت و مسؤولیت با او بود. آن حضرت در مدینه مشغول کارهاى دیگرى بود و کار کربلایى نمى‌کرد؛ اما به مجرّد این‌که فرصت به او اجازه داد که آن کار مهم را انجام دهد، فرصت را شناخت و آن را چسبید؛ موقع را شناخت و آن را از دست نداد. این سه خصوصیت، تعیین کننده است. در تمام ادوار نیز همین‌طور است؛ در انقلاب نیز همین‌گونه بود. امام ما هم که مى‌بینید این‌قدر خداى متعال او را به مقام رفیع رساند – و رفعناه مکانا علیّا- و على‌رغم همه‌ى عوامل در سرتاسر دنیاى مادّیت و استکبار که مى‌خواستند او را محو کنند، به فراموشى دهند و کوچک کنند، او را حفظ و بزرگ کرد و ماندگار و جاودان نمود، علّت همین بود که این سه خصوصیت را داشت: اوّلاً با اخلاص بود و براى خود چیزى نمى‌خواست؛ ثانیاً به خداى خود اعتماد داشت و مى‌دانست که کار و هدف، تحقّق پیدا خواهد کرد – به بندگان خدا هم اعتماد داشت – ثالثاً زمان و «موقع» را از دست نداد. در لحظه‌ى لازم، اقدام لازم، صحبت لازم، اشاره‌ى لازم و حرکت لازم را کرد.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار گروه کثیرى از پاسداران و بسیجیان به مناسبت میلاد امام حسین(ع) و روز پاسدار ۰۲/۰۹/۱۳۷۷

صبر امام حسین علیه السلام، نجات اسلام:

صبر امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام، اسلام را در طول تاریخ تا امروز بیمه کرده است. واقعاً اگر امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام آن صبر تاریخى را در کربلا و قُبیل کربلا و مقدّماتِ حادثه‌ى عاشورا نمى‌کردند، بلاشک با گذشت یک قرن، حتّى از نام اسلام هم اثرى نمى‌ماند. اما امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام به برکت صبر، دین را زنده کردند؛ این صبرِ آسانى نبود. صبر فقط این نیست که انسان را زیر شکنجه بیندازند یا فرزندان انسان را جلوِ انسان شکنجه کنند یا بکشند و انسان ایستادگى کند – البته این مرحله‌ى مهمى از صبر است – اما از این مهمتر این است که انسان را با وسوسه‌ها و اظهاراتى که على‌الظّاهر ممکن است در نظر بعضى منطقى بیاید، از ادامه‌ى این راه باز بدارند؛ همان کارى که با امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام مى‌کردند: آقا! شما کجا مى‌روید؟ خود را در معرض خطر قرار مى‌دهید؛ خانواده خود را در معرض خطر قرار مى‌دهید؛ دشمن را جرى مى‌کنید؛ دست آنها را به خون خود باز مى‌کنید. هر کس رسید، خواست امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام را در مقابل این محذور اخلاقى قرار دهد که شما با این اقدام خود، جان عدّه‌اى را به خطر مى‌اندازید و دشمن را مسلّطتر مى‌کنید و اینها را وادار مى‌کنید تا به خون شما دست بیالایند. این یک نقطه‌ى خیلى مهم و تردیدآور است. این یک جنگ روشن و واضح نیست که آدم بگوید من مى‌روم تا کشته شوم؛ نه، این محاذیر دنبالش هست. ممکن بود براى امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام این معنا مطرح باشد یا مطرح کنند که آقا! شما اگر کشته شوید، شیعیان شما را در کوفه قتل عام مى‌کنند و پدر همه را در مى‌آورند؛ شما باید زنده بمانید و ملجأ باشید. شما پسر پیغمبرید؛ با حفظ حیات خود، جان عدّه‌اى را حفظ کنید. در مورد امام رضوان‌اللَّه علیه عیناً همین معنا تکرار شد.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى ۲۳/۱۲/۱۳۸۰


:: موضوعات مرتبط:
مقالات، عکس
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, اینو گرافیک, امام خامنه ای, حماسه, محرم
انتشار: شنبه 18 آبان1392 |            
نوشته شده توسط : منتظر
اذن دخول محرم...

افسران - اذن دخول

در طلوع آمدنم،کام جان را با تربت پاکت آشنا کردند،تا حیاتم رنگ و بوی بندگی خدا گیرد و این نخستین رزق و روزی من از خوان بی کرانه ی تو بود و اوّلین تجربه ی حیّ بودن؛ای زنده ترین کشته ی عشق خدایی! ای سیّد زنده دلان! یا اباعبدالله!

دلم گفت تو را همچون امام مهربانت،حسن(ع)،تنهاترین بنامم،ازخلوت سپاه کوچکت؛ولی چون عقل،خدا را ولیّ مؤمنان یافت،گل شهادت بر لبانم رویید که تو عزیزترین عبد خدایی و به اشتیاق پیوستن به این خیل آشنا،ناخودآگاه کبوتر سفید سلام،از قلبم به سویت پر گرفت؛سلامی از جنس «سلام الله».1

کبوتر احساسم سال هاست که چشمانش را وقف تو کرده است تا بر تو بگرید،از عظمت مصیبت بی نظیرت.این کبوتر در پیمودن طریق عشقت تنها بود،تا آن که عقل در جای جای قرآن،تو را عبد صالحی یافت،عامل به کلام بی بدیل «الله» و این بهانه ای شد برای «عاقلانه گریستن در عزای تو» تا اشک و آهم،هم جنس اشک و آه جدّ اطهرت(ص) باشد،اشکی در خور مقام تو و آهی سوزناک در حال و هوای داغ تو در عاشورا؛ای پسر فاطمه بنت رسول الله(ص)!

در زیارت عاشورا به پابوست آمده ام،نه با پای تن که با بال دل،و برای درک تو ای ایمان مجسّم! از خدا اذن دخول می گیرم «که هیچ کس ایمان نمی آورد مگر به اذن الله»2 ؛ یا شاید درک شکوه مقامت بر جاهلان گران آید،امّا این،در باور شیعه عجیب نیست که «زیارت هر یک از شما اهل بیت(ع) در کلام صادق آل محمّد(ص) حضور در مدینه است و زیارت رسول الله(ص)».3

شما اهل بیت(ص) پاک ترین بندگان خدایید،در مستند آیه ی تطهیر،و هر کس ایمان را در لامکانی جز آیین شما جستجو کند،دیوانه ای آلوده است،به نصّ صریح قرآن:«وَ يَجْعَلُ الرِّ‌جْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ»4 در ادامه آیه ی «اذن الله».

و اکنون،ای مظلوم ترین سلطان عشق! این کم ترین بنده ات به بازخوانی عاشورا آمده است؛بازخوانی حدیث یاری تو! و نیک می داند،اوّلین منزل از این راه مستقیم،قبول حرّ نفس است،بر آستانه ی جان نثاری تو.آمده ام تا در چهل منزل معرفت،قدم به قدم با تو باشم.در این منزل نخست،توبه ام بپذیر که نفس آلوده به ظلم،هرگز توفیق یاری نفس مطمئنّه ات را نمی یابد،آن گونه که شأن توست،یا ثارالله!

طفل احساس در این گام نخست
سخنش با تو پدر این باشد:
من اگر عبد خطاکار و سیه نام و سنگین جرمم،
قلم عفو بر عصیانم کش.
و اگر در همه ی منزل ها،همچو زهیر،
از تو و خیمه گهت،جای دگر خیمه زدم،
دل آشفته و حیرانم را،کن آرام،
با نگاهی که مرا،از سر شوق
به کنار تو زمین گیر کند،
و در آن خیمه گه سبز حضور،
سیّدی! محرم اسرارم کن.
یا مرا همچو بُریر،ای خورشید!
با شعاعی ز کلامت دریاب،
و بگو که :«به بیراهه نرفته است دلم،
در ره فقه و عمل به امر آیات الله».
یا مرا همچو حبیب،
پیر این راهم کن،که منم طفل ره عاشورا!
سیّد اهل بهشت! همه ی اهل نجات،
سرخوش از جام تولّای تواند.
پیش از آن جنّت موعود،که آیم به حضور؛
آمدم بهر زیارت به برت ای بابا!
ناخلف باشم اگر،
دست ز دستت بکشم،یا اباعبدالله!

پی نوشت ها
1- به فراز «عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً» از زیارت عاشورا اشاره دارد.
2- یونس؛100.
3- وسائل الشیعه،ج 10،ص 426،ح 1.
4- ادامه آیه 100،سوره یونس(ع).
منبع : عاقلانه گریستن – شرحی بر زیارت عاشورا – ابوالقاسم جعفری.



:: موضوعات مرتبط:
مقالات، عکس، حرف دل
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, اذن دخول, محرم, اباعبدالله, عکس
انتشار: دوشنبه 13 آبان1392 |            
نوشته شده توسط : منتظر
گزیده ای از جملات کوتاه امام خامنه ای در رابطه با محرم

http://dshk.khschool.ir/Files/Archive/50103105/p9478s8dx80ar0omm2w1.jpg

- اگر عشق به امام حسین و ذکر مصائب این بزرگوار نبود، معلوم نبود که نهضت ما با این کیفیت به پیروزى برسد.

ماجراى حسین‌بن‌على(علیه‌السّلام)، حقیقتاً موتور حرکت قرون اسلامى در جهت تفکرات صحیح اسلامى بوده است.۱۳۷۰/۰۴/۲۰

-  نوجوانها و جوانها هم دخترها هم پسرها و بقیه‏ى اشخاص در دوره‏هاى مختلف، طهاشرت و صداقت و سلامت و نشاط حسین‏بن‏على را الگوى خود قرار دهند.

- عبرت‌گیرى از عاشورا این است که نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوى و فرزند انقلاب گوشه‌گیر شود.۱۳۷۱/۰۴/۲۲

لُبّ و جوهر حادثه عاشورا این است که در دنیایى که همه جاى آن را ظلمت و فساد و ستم گرفته بود، حسین‌‌بن‌‌على علیه‌‌السّلام براى نجات اسلام قیام کرد و در این دنیاى بزرگ، هیچ‌‌کس به او کمک نکرد!

- قطعاً اسلام، زنده‌ى به عاشورا و به حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) است.  1391/09/01

- مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى (رضوان الله علیه) در مراقبات تأکید میکنند که در روز عاشورا هرچه مصیبتها سنگین‌تر میشد، چهره‌ى حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) برافروخته‌تر، آثار شکفتگى در آن بزرگوار بیشتر آشکار میشد. این حقایق پرمغز، پر راز و رمز، اینها باید دائماً در مقابل چشم ما باشد. ۱۳۹۱/۰۹/۰۱-

- درس عاشورا، درس فداکارى و دیندارى و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس محبّت و عشق است.۱۳۷۷/۰۲/۱۸

- اساس دین با عاشورا پیوند خورده و به برکت عاشورا هم باقى مانده است. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶

- چرا امام صادق(علیه‌الصّلاةوالسّلام) – طبق روایت – فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره‌ى حادثه‌ى عاشورا بگوید و کسانى را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟ چون تمام دستگاههاى تبلیغاتى، براى منزوى کردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‌ى عاشورا و کلاً مسأله‌ى اهل‌بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود.۱۳۶۸/۰۶/۲۹

- امروز حسین‌بن علی (علیه السلام) می‌تواند دنیا را نجات بدهد به شرط آنکه چهره‌ی او را تحریف و مغشوش نکنند.۱۳۷۴/۳/۳

- مجالس عزاداری برای این است که دستهای ما را با حسین بن علی(علیه السلام) و اهداف آن بزرگوار نزدیکتر و آشناتر کند.۱۳۷۱/۰۴/۱۰

- مجالس‌ عزاداری‌ امام‌ حسین‌(علیه السلام) باید علقه‌ و رابطه‌ عاطفی‌ و محبت‌ به‌ اهل‌ بیت‌ را افزونتر و مستحکمتر کند، شناخت‌ روشنتر و واضحتری‌ نسبت‌ به‌ اصل‌ حادثه‌ عاشورا در مردم‌ بوجود آورد و موجب‌ تعمیق‌ ایمان‌ و معرفت‌ بیشتر مردم‌ شود. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

- قمه‌زنی‌ از کارهای‌ خلاف‌، جعلی‌ و نادرست‌ است‌ که‌ متأسفانه‌ طی‌ چند سال‌ اخیر برخی‌ در حال‌ ترویج‌ آن‌ هستند. قمه‌زنی‌ مربوط به‌ دین‌ و یا یک‌ حرکت‌ عزاداری‌ نیست‌ و قطعا خلاف‌ و یک‌ بدعت‌ است‌ و بدون‌ تردید خداوند به‌ انجام‌ آن‌ راضی‌ نیست‌ و اینجانب‌ نیز از کسی‌ که‌ تظاهر به‌ قمه‌زنی‌ می‌کند قلبا راضی‌ نیستم‌.۱۳۷۳/۰۳/۱۷

- نقل شده است بعد از آن‌که امام سجاد علیه‌السّلام پس از حادثه عاشورا به مدینه برگشت یک نفر خدمت ایشان آمدو عرض کرد: یابن‌رسول‌اللَّه! دیدید رفتید، چه شد! راست هم مى‌گفت؛ امام سجّاد علیه‌السّلام در جواب آن شخص فرمود: فکر کن اگر نمى‌رفتیم، چه مى‌شد۱۳۸۰/۱۲/۲۷





:: موضوعات مرتبط:
مقالات، عکس
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, جملات کوتاه, امام خامنه ای, محرم, عکس
انتشار: چهارشنبه 8 آبان1392 |            
نوشته شده توسط : منتظر
پوستر زیبا / یا حسین...

برای دیدن سایز اصلی (کلیک کنید)

افسران - پوستر/ یا حسین (علیه السلام)

امام حسین (علیه السلام)

فَإنّی لا اَرَی المَوتَ إلاّ السَعادة و الحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إلاّ بَرَما

دیگر به راستی مرگ را چیزی جز رستگاری نمی بینم

و زندگی با ستمگران را جز خون دل خوردن نمی دانم

تحف العقول ، ص 245



:: موضوعات مرتبط:
عکس، حرف دل
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, یاحسین, پوستر زیبا, محرم, رستگاری
انتشار: سه شنبه 7 آبان1392 |            
نوشته شده توسط : منتظر
محرم اسرارتان را به حمام ببرید!+تصویر

http://media.jamnews.ir/medium1/1392/05/20/IMG12380828.jpg

منتظران ظهور- راستش را بخواهید آخرین تحقیقات دانشمندان و پژوهشگران نشان می دهد نمی توان کامپیوترها را برد  زیر دوش حمام، اما همه ایمان دارند اگر کمی به  نظافت این دوست صمیمی خودمان رسیدگی کنیم می بینیم که از خیلی جاهای دیگر منزل  مان کثیف تر است!

کامپیوتر هم مثل هر موجود دیگری به نظافت نیاز دارد، چرا  که اگر نظافت در خصوص آن انجام نگیرد می توان پیامدهای ناگواری به همراه داشته باشد.گذارید با مثالی کوتاه این مطلب را بیشتر برای شما روشن کنم فرض می کنیم حدود یک سال است شما به نظافت داخلی کیس خود توجه نکرده  اید در این صورت گرد و غبار می تواند در بین خنک کننده پردازنده مرکزی شما نفوذ کرده و باعث شود پردازنده آن طور  که باید خنک نشود و از عمر مفید   آن کاسته شود.

http://media.jamnews.ir/34(8).jpg

 چه باید کرد؟

ابتدا باید ابزارهایی مثل دمنده باد هوای فشرده (اسپری با سشوار برقی) مکنده هوا ( شارژی یا جاروبرقی های با امکان مکش هوا)  مایع شست و شوی با حداقل میزان الکل، دستمال نرم  و بدون پرز ( مانند دستمال عینک)  و یک عدد مسواک ( یا شبیه آن) را آماده کنید  تا دست به کار شویم.

اما قبل از آغاز به کار  حتما  باید یک ماسک ضد گرد و غبار به دهان ببندید برای جلوگیری از  ورود غبار  به داخل چشم یک عینک ساده به چشم بزنید.
حال بیاییم سری به کیس خود بزنیم می دانیم کیس در واقع استخوان بندی کامپیوتر ما به حساب می آید و تمامی قطعات سخت افزاری مانند مادربورد، پردازنده مرکزی، کارت گرافیک و... روی آن سوار می شود.

قبل از هر کاری در قالب کامپیوتر (کیس) را باز کنید و... بله حتما تعجب می کنید که چقدر غبار و آشغال آنجا جمع شده است حالا با استفاده از سشواری  که روی حالت باد سرد تنظیم شده است گرد و غبار  تجمع یافته در گوشه و کنار کیس و قطعات سخت افزاری کیس  خود را تمیز کنید.

در این حالت گرد و غبار فراوانی به هوا بر خواهد خواست مراقب باشید! اگر دیدید گرد و غبار به صورت گلوله مانند به گوشه و کنار چسبیده اند پیشنهاد می شود از طریق مکنده از دست آنها خلاص شوید!

http://media.jamnews.ir/35(6).jpg

 در مرحله بعد از استفاده از دستمال نرم و بدون پرز

 (دستمال مرطوب هم قبول است) به سراغ فن هاي (FAN) خنك كننده كيس و پردازنده خود برويد. با استفاده از آن مي توانيد گرد و غبار چشبيده به پره ها را پاك كنيد. البته گاهي پيش مي آيد كه نمي توانيد گوشه هاي اين فن ها را با دستمال تميز كنيد، پس به شما پيشنهاد مي كنيم از يك يا چند گوش پاكنبراي اين مهم استفاده كنيد.

خب حالا كيس ما تميز شده است و مي توانيد در آن را ببنديد، اما آيا وسيله ديگري هم مانده است؟ بلي!

مانيتور يا همان صفحه نمايش كه وظيفه نشان دادن تصاوير را به عهده دارد هم بايد تميز شود، چرا كه فكر نمي كنم شما دوست داشته باشيد جاي اثرات انگشت خود يا ديگران را روي صفحه نگاه كنيد.تميز كردن صفحه نمايش با كيس كاملاً متفاوت است و در اينجا ما از مايع هاي شست و شوي مخصوص همين كار كه در مراكز خريد دستگاه هاي ديجيتال به فروش مي رسند مي توانيم استفاده كنيم يا مي توانيم از مايع شيشه شويي كه داراي كمترين ميزان الكل است، بهره بگيريم (كه البته گزينه اول پيشنهاد بهتري است!) هنگامي كه صفحه نمايش خاموش است از طريق يك دستمال نرم و بدون پرز و با بهره گيري از مايع تميز كننده، صفحه نمايش خود را بدون آن كه فشار زيادي به آن وارد شود، پاك كنيد.

دقت داشته باشيد اگر فشاري بيش از اندازه وارد كنيد احتال دارد پيكسل هاي سوخته در صفحه نمايش شما ايجاد شود. البته اين موضوع تنها در صفحه نمايش هاي LCD مطرح است. در خصوص صفحه نمايش هاي CRT يا همان هايي كه داراي لامپ تصوير بوده و اندازه بزرگ و وزن بالايي نيز دارند مي توانيد از همين ابزارها بهره بگيريد (بدون ترس از پيكسل هاي سوخته)

اما در كنار موارد ذكر شده ماوس و صفحه كليد را فراموش نمي كنيم براي تميز كردن صفحه كليد مي توانيد از يك مسواك نرم يا ابزاري شبيه آن استفاده كنيد و بين كليدهاي آن بكشيد تا گرد و غبار رسوخ كرده به آن خارج شود. مي توانيد از دستمالي آغشته به مواد شوينده نيز براي تميز كردن روي دكمه هاي صفحه كليد استفاده كنيد. ماوس را نيز به همين طريق تميز كنيد.
در مورد صفحه كليد و ماوس فراموش نكنيد كه امكان دارد غبار هوا بر اثر برخورد مداوم با رطوبت و چربي نوك انگشتان در حاشيه كليدها حالت زننده اي را به وجود آورده باشد و به قول معروف كبره بسته باشد. در اين حالت شايد لازم باشد مثل وقتي كه در حمام كيسه مي كشيد، كمي خشن تر برخورد كنيد تا همه آن كثيفي ها بخوبي زدوده شود.




:: موضوعات مرتبط:
مقالات، عکس
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, محرم, اسرار, حمام, تصاویر
انتشار: سه شنبه 22 مرداد1392 |            
نوشته شده توسط : منتظر

مکتب حسین را حفظ کنیم / همدل قافله 25

افسران - چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از کربلا میگذرد...

ماه محرم هم با عطر و بوی حسینی خودش از راه رسیده است ، دوباره ماه محرم آمد و این دلها رو دیوانه حسین کرد، اصلا میدانی؛ جزبه ی عشق امام حسین(ع)است که مثل آهن ربا این دل های زنگ زده و آلوده به گناه ما را به سمت خودش میکشونه “هرچه هم آلوده باشد”..

مثل هرجای دیگری باید اول اذن دخول داشت تا واردت کنند!
میگیم ادخل یا الله ، خدایا اجازه میدهی وارد مجلس حسینیت بشوم؟ادخل یا رسول الله ؟ ای رسول خدا، اجازه میدهی وارد کشتی سفینه نجاتت بشوم ؟ادخل یا فاطمه الزهرا ؟ بی بی جان خانم فاطمه ی زهرا اجازه میدهی وارد مجلس عزیز دلت حسین بشم..؟
و اما وقتی که تو را اجازه ورود میدهند چقدر زیباست..! ورود به روضه و مکتب حسین(ع)سرحالت میکند!
انگار که برایت تمام دنیا غریبه اند و فقط حسین را آشنا میپنداری..
می شنوی که میگویند: حسین..حسین..و چقدر زیباست این ناله ها و روضه های حسین!
اصلا میدانی که روضه های حسین است که ما را نگه داشته است..همین روضه های چند دقیقه ای هیات..!
روضه امام حسین(ع) برای حفظ مکتب سیدالشهداست. آن کسانی که می‌گویند روضه سیدالشهدا را نخوانید،اصلا نمی‌فهمند، مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمی‌دانند یعنی چه، نمی‌دانند این گریه‌ها و این روضه‌هاست که حفظ کرده این مکتب را..این کشور را..اسـلام را.!
سال های سال است که با این منبرها با این روضه‌ها و با این مصیبت‌ها و با این سینه‌زنی‌ها ما را حفظ کرده‌اند.
سیدالشهدا را این گریه‌ها حفظ کرده است؛اسلام را،این محرم و روضه حفظ کرده است.!
این سینه زنی‌ها و این دستجات هیاهو می‌خواهد،هر مکتبی هیاهو می‌خواهد تا سرپا بماند، باید پایش، سینه بزنند،هر مکتبی تا پایش گریه کن نباشد،عاشق نباشد،سر وسینه زدن نباشد حفظ نمی‌شود…این گریه ها برای زنده نگه داشته مکتب سیدالشهدا است، این ذکر مصیبت‌ها برای زنده نگه داشته مکتب سیدالشهدا است..”امام خمینی(ره)”
haramحرفی از قول مرحوم ملا آقای دربندی:: میفرمایند یکی از اشراف و بزرگان هند بلند شد رفت کربلا و در یکی از کاروانسراهای کربلا اتاق گرفت. یه شیش ماهی شد که این بنده ی خدا کربلا بود ولی اصلا یه مرتبه هم پاش رو توی حرم امام حسین نگذاشت، فقط روزها می رفت روی پشت بام کاروانسرا و یه سلام به امام حسین می داد یه سلام هم به حضرت اباالفضل و مدت زیادی هم گریه می کرد و میومد پایین و این زیارت این بنده ی خدا بود. کم کم خبرش توی شهر ییچید، اومدن بهش گفتن چرا نمیری توی حرم امام حسین؟ گفت اینش دیگه به خودم مربوط میشه یه سری داره که نمی تونم برم توی حرم امام حسین علیه السلام.!
وقتی دید دارن اصرار میکنند، گفت: ببینین هر چه بخواین بهتون پول میدم اما از امن اینو نخواین که برم تویه حرم امام حسین!
گفتن نه این کار تو خیلی زشته و اگه مردم بفهمن که تو اینطوری اومدی کربلا دیگه کم کم همه میان کربلا و پاشون رو هم توی حرم نمی گذارن! خلاصه مجبورش کردن که بلند شه بره حرم امام حسین علیه السلام. اما با چه حالی! غسل کرد بهترین لباسهاش رو پوشید و روانه حرم شد ولی اشک میریخت تا رسید به درب حرم امام حسین علیه السلام اونجا که رسید اونقدر اشک ریخت تا غش کرد وافتاد روی زمین وقتی به هوشش آوردن دیدن مثل جوجه ای که توی آب افتاده باشه به خودش می لرزه و رنگ صورتش زرد و انگاری نصف روح از بدنش بیرون اومده باشه با اینحال بردنش توی حرم وقتی رسید به درب حرم امام حسین فریادی زد و گفت اهذا مصرع سید الشهداء؟ ایا اینجا همونجایی هست که عزیز دل زهرا از اسب بر روی زمین قرار گرفت ؟ اهذا مقتل سید الشهداء ؟ اینجا همونجایی است که عزیز دل زهرا را کشتن؟ و افتاد روی زمین و از دنیا رفت.!
.
و اگر من و تو هم کربلایی باشیم میتوانیم مکتب حسین را حفظ کنیم و همین جا از راه دور هم در راه ارباب از دنیا برویم..مگر نه این است که:“کل ارض کربلا..؟”! پس همه جا کربلاست تا من و تو هم کربلایی باشیم..کربلایی باشیم تا مکتب حسین را حفظ کنیم.
گفتم راه تاریک است و پر پیچ و خم!
گفت: “ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه”



:: موضوعات مرتبط:
مقالات
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, مکتب حسین, حفظ, کربلا, محرم
انتشار: چهارشنبه 24 آبان1391 |            
نوشته شده توسط : منتظر
داریم با حسین حسین پیر میشویم...

افسران - پیر شدیم...!!

ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم
این دو پیاله را به ملک هم نداده ایم
تا وقت میکنیم حسینیه می رویم
ما سالهاست شیعه ی گریان جاده ایم
با هر سلام صبح به آقای بی کفن
انگار روبروی حرم ایستاده ایم
با رعیتی خانه ی ارباب با وفا
احساس میکنیم که ارباب زاده ایم
شکر خدا که نان شب ما حسین شد
ممنون لطف مادر این خانواده ایم
بال ملا ئک است که ما را میاورد
یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم
داریم با حسین حسین پیر میشویم
خوشحال از این جوانی از دست داده ایم.

....




:: موضوعات مرتبط:
عکس، شعر
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, حسین, پیر شدن, محرم, عکس, شعر
انتشار: شنبه 20 آبان1391 |            
نوشته شده توسط : منتظر
بوی ماه خون

ادب اول / لشکر زینب

افسران - لشگر زینب (س)







صدای دمام از لشگر دشمن به گوش می رسد...
کودکان قافله: عمه در لشگر دشمن چه خبراست؟

عمه: چیزی نیست، برای دشمن دارد لشگر کمکی میاید...
کودکان: عمه پس چرا برای ما لشگر کمکی نمیاید؟
عمه: میاید عمه جان...سه نفر در راهند....!
حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و غلامش در راه کربلا بودند، لشگر سه نفره زینب...
ادب دوم / محرم رسید

سلام من به محرم به شور و حال عیانش

سلام من به حسین و به اشک سینه زنانش

سـلام من به محرم به کربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزنِ و غرقِ درد و ملالش


ادب سوم / شعر محتشم

باز آمد بوی واژه،واژه های محتشــــــــم
باز آمد بوی ناله، بوی ماتم ، بوی غـــــم

باز آمد بوی حنجر ،بوی خنجر،بوی سیب
باز آمد بوی غربت،بوی سالاری غریــــب

باز آمد بوی اکبر،بوی یاران خــــــــــــدا
باز آمد بوی گل ،پر پر شده روی عـــبا

باز آمدبوی پیکان،بوی شمشیر و خدنگ
باز آمد بوی نیزه،بوی پیشانی و ســنگ

باز آمد بوی گلشن ،بوی عنبر ،بوی عود
باز آمد بوی آتش،بوی خـــیمه ،بوی دود

باز آمد بوی سیلی،روی نیلی،بوی سر
باز آمد بوی خون بر روی لــــــبهای پـدر

شعر از:بهلول حبیبی زنجانی

 

ادب چهارم / آقا جان

سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش

با پرچمی که روی نگاهم کشیدمش

آقا کمک کنید، خدا خیرتان دهد

او دم گرفته بود وَ من می شنیدمش

سیب رسیده ای جلوی باورم گذاشت

من هم بدون هیچ تعلّل خریدمش

شب آمدم به خانه و آن سیب سرخ را

تقسیم کردم و بغل سفره چیدمش

حالا درخت سیب شده، بار آمده است

آن میوه ای که قبل محرّم خریدمش

روزی هزار بار مرا شکر می کند

این کودکم که با غمتان آفریدمش

رفتم سراغ کودکم امروز مدرسه

سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش


دفتر پنجم / ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین

من یک کبوترم که تویی شهپرم حسین صد شکر در هوای غمت میپرم حسین

اربابِ من تویی و به کس نیست مُرتَبط در آستان کوی تو گر نوکرم حسین

بی شک بدون لطف تو من غرق میشدم ای کشتی نجات من و یاورم حسین

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین


میسوزد از بی تابی لبهای خشکیده


میجوشد آتش از این صحرای تفتیده

زخمی رنگ خون کرده امواج دریا را

گردابی در خود دارد دستان سقا را

سلام بر محرّم....

 حکایت همچنان باقیست...


 


:: موضوعات مرتبط:
ویژه نامه ها، مقالات، عکس، شعر، حرف دل
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, عکس, محرم, خون
انتشار: شنبه 20 آبان1391 |            
نوشته شده توسط : منتظر

اين روضه خصوصي است . . .

شروع قصه کوچه...

مــردك پست كه عمـــــري نمك حيـدر خورد
نعـــــره زد بر ســـر مــادر به غرورم برخورد

ایـســـتادم بـــه نوک پنجــــه ی پا امـا حیــــف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد

هــرچــــه كــردم سـپــر درد و بلایـــش گردم
نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد

آه زیـنـب تــو نـدیـــدی! بـه خــــــدا من دیدم
مـادرم خــــورد به دیوار ولی با ســــر خورد

ســیـــــلی محـــکـــم او چشـــم مرا تار نمود
مــــادر از من دوسه تا سیلی محکمتر خورد

حسن ازغصه سرش را به زمین زد، غش کرد
بـاز زیـنـب غـــــم یـک مرثیــــه ی دیگـــــر خورد

قصـــه ی کوچـــه عجـیب است عزيـزان اما
وای از آن لحظـه که زهـــرا لگـدی از در خورد . . .
----------------------------------------------------------------------------------------
مشک علمدار

افسران - روایتی از علمدار...


مشک را که پر آب کرد،از خوشحالی
حتی حواسش نبود
دستانش را بریده اند …!
بعد ریخته شدن آبـــــــــ هم
آنقدر ناراحت….
که باز فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش …
فقط وقتی حسین امد بالای سرش
می خواست دست به سینه ، سلام دهد که تازه فهمید
دستانش نیستند …!!

------------------------------------------------------------------

تو راز خدایی
افسران - تــــــــو راز خدایی…

از تو فقط نذری پزان ها و زنجیر زنی ها و دسته های عزاداری را دیده بودم،
زیاد نمی فهمیدمشان!
کوچک بودم؛میدیدم اشک ها می ریزند و آه ها می کشند؛اما نمی فهمیدمشان!
بزرگتر که شدم، اشک و آهم با نام و یاد رقیــه ات سرریز میشد،
اما بازهم… نمی فهمیدمشان!!
امروز فهمیده ام که اصلاً نمی شود راز خدا را فهمید…
تو؛ راز خدایی…فقط باید از تو درس گرفت…

------------------------------------------------------------------------------------------------------
حرم عشق

افسران - حرم عشق...

چیزی برای انداختن
جز دستانش پیدا نمی کند!
حالا سرعتش بیشتر هم شده است
حتی باد هم به گردش نمی رسد!
اما ناگهان در بهت همه...

--------------------------------------------------------------
بهشت

افسران - بهشت...
حسین جان
ثابت کردی بهشت رفتنی نیست
بلکه ساختنی ست …

------------------------------------------------------------
و اما زینب...



قافله حسینی که به راه افتاد، زمین سجاده ای شد گسترده از کربلا تا شام،
در زیر قامت خمیده ات زینب
  ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا! ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تویی که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای
سرّ نی در نینوا می‌ماند، اگر زینب نبود
              کربلا در کربلا می‌ماند، اگر زینب نبود

-----------------------------------------------------------------------------------------

قبول کن که زمانش رسیده برگردی
افسران - قبول کن که زمانش رسیده برگردی...

گمان کنم که زمانش رسیده برگردی
به ساحت شب قدر ای سپیده برگردی
هزار بیت فرج نذر می کنم شاید
به دفتر غزلم ای قصیده برگردی
زمان آن نرسیده کرامتی بکنی
قدم به خانه گذاری. به دیده بر گردی؟
مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی
به شهر سبز ترین آفریده برگردی
گمان کنم که زمانش ... گمان کنم حالا
که پلک شاعری من پریده بر گردی!
نگاه کن ! به خدا بی تو زندگی تنهاست
قبول کن که زمانش رسیده برگردی!


:: موضوعات مرتبط:
ویژه نامه ها، عکس، شعر، حرف دل
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, دلنوشت, محرم, کوچه, عزا
انتشار: پنجشنبه 18 آبان1391 |            
نوشته شده توسط : منتظر

دلدادگی

افسران - روز سوم دلدادگی به حریم حضرت زهرا (س)

اذن دخول بده مادر...

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّکِیَّةِ حَبیبَةِ حَبیبِکَ وَنَبِیِّکَ

وَاُمِّ اَحِبّآئِکَ وَاَصْفِیآئِکَ الَّتِی انْتَجَبْتَها
وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلی نِسآءِ الْعالَمینَ
اَللّهُمَّ کُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها
وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها وَکُنِ الثّائِرَ اَللّهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها
اَللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدی
وَحَلیلَةَ صاحِبِ اللِّوآءِ وَالْکَریمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَْعْلی
فَصَلِّ عَلَیْها وَعَلی اُمِّها صَلوةً تُکْرِمُ بِها وَجْهَ اَبیها مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ
وَتُقِرُّ بِها اَعْیُنَ ذُرِّیَّتِها وَاَبْلِغْهُمْ عَنّی فی هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَالسَّلامِ.

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند / ما منتظر شفاعت زهرائیم

--------------------------------------------------------------------------------------

امیری حسین و نعم الامیر

افسران - ما جملهء

یک عمر در عزای تو باران نوشته ایم
اسم "هو اللطیف" فراوان نوشته ایم
اسم هو اللطیف خدا را یکی یکی
دور و بر حسینه ها مان نوشته ایم
با دست خط گریه عزای حسین را
یک عمر بر کتیبه ایمان نوشته ایم
مومن دلش عزای حسین است ، والسلام
این را برای هر چه مسلمان نوشته ایم
ما جملهء " حسین امیری و نعم الامیر" را
روی کفن به دیده گریان نوشته ایم
هر قطره می چکیم که پیدایتان کنیم
بر روی پلکمان غم کنعان نوشته ایم
این گریه این عبادت شیرین خویش را
نذر کبوتران خراسان نوشته ایم
سرهای ما اگر چه به نیزه نشد، ولی
در پای نیزه گریه فراوان نوشته ایم

--------------------------------------------------------------------------------------
غدیر نیامده رفت
افسران - غدیر نیامده رفت!

غدیر نیامده رفت!
و محرم نمی آید چون هست.
نگو محرم آمد
که محرم آمدنی نیست
محرم همیشگی است.
و بدبختی ما از انجا شروع شد که پنداشتیم
محرم یک دهه می آید و می رود.
محرم از کی هست شد؟
آیا تا به حال از خودت پرسیده ای؟ آری
از آن زمان که غدیر نیست شد .
غدیر را نیست کردند و ما نظاره کردیم.
وقتی غدیر فراموش شد
محرم برپا شد .
محرم عزای نادیده گرفتن غدیر است
محرم عزای فراموشی غدیر!غدیر!غدیـــــــــر!

گفتند: غدیر بی عزتی به ما بود و عزت علی
بی پاسخ نمی گذاریم این توهین محمد را…
همانجا بود که با اکثریت آرا تصویب کردند…
پروژه ی عاشورا را…
------------------------------------------------------------------------------------------------------
حرم عشق

افسران - حرم عشق...

چیزی برای انداختن
جز دستانش پیدا نمی کند!
حالا سرعتش بیشتر هم شده است
حتی باد هم به گردش نمی رسد!
اما ناگهان در بهت همه
«فَوَقَفَ الْعَبَّاسُ»؛
عباس می ایستد!
چرایش را از مَشکی
که تیر خورده باید پرسید
----------------------------------------------------------------------------------------
بی نگاه تو نمیشود...
افسران - بی نگاه تـــــو نمی شود …

پاییز هم از نیمه گذشت، بهار من…
زمستان سرد، در راه است…
اعتراف می کنم سالهاست منجمد شده ایم در این برهوت دنیای بی تویی…
این داغ استخوان سوز نبودنت و ندیدنت را، چگونه تاب بیاوریم…
نــ.ـــ.ـه… بی نگاه تـــــــــو نمی شود …
یک خط در میان هم شده نگاه کن ما را
------------------------------------------------------------------------

حکایت همچنان باقسیت...




:: موضوعات مرتبط:
ویژه نامه ها، حرف دل
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, دلنوشت, زهرا, حسین, محرم
انتشار: چهارشنبه 17 آبان1391 |            
نوشته شده توسط : منتظر

تپش قلب 

افسران - تپش قلب نشانه چیست...

گفت: می دانی تپش قلب نشانه ی چیست؟

گفتم: گاهی عشق…

و گاهی او…

تپش، یعنی اعلام زندگی، به عشقت، یعنی هنوز هم زنده ام، تا برای تو بمیرم!

این روزها، بهانه ی قلب های به تپش افتاده؛

عطر سیبی است که پیچیده در هوای پاییز…

مُحرمت نزدیک است…

-------------------------------------------------------------------------------------

سری به نیزه بلندست...

افسران - نیزه داران...

قرآن به نیزه زدن در صفین
تمرینی بود برای کربلا...

--------------------------------------------------------------------------

اجابت

افسران - اجابت...

پرسیدند: «چرا...؟»
«هفتاد و دو» دلیل آورد.
جهان مجاب شد.
----------------------------------------------------

قلب حسینی

افسران - قلب حسینی...
تیر را به قلب حسین زدند
چون طاقت نداشتند ببینند
با این همه ظلم و نامردی
هنوز دل حسین برایشان می سوزد...
و هنوز در قلبش شوق هدایتشان جاری است...


------------------------------------------------------------------------
برای گریستن...

افسران - برای گریستن...

ما آب را ...
برای گریستن
نوشیده ایم
...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حکایت همچنان باقیست...

 


:: موضوعات مرتبط:
حرف دل
:: برچسب‌ها: منتظران ظهور, دلنوشت, تپش قلب, امام حسین, محرم
انتشار: سه شنبه 16 آبان1391 |